![]() |
![]() |
|
|
مهمترين هدف ارزشيابي كشف و رفع نارسايي هاي آموزشي است . ارزشيابي آنچه بازده فعاليتهاي آموزش و پرورش و به عبارت ديگر تغييرات حاصل در رفتار دانشآموزان را مورد بررسي و بازبيني قرار ميدهد، ارزشيابي ناميده ميشود. نقش ارزشيابي، نظارت بر تغييرات رفتاري دانشآموزان به طور اخص و نظارت بر كارآيي ساير عناصر آموزش و پرورش به طور اعم ميباشد. اهميت و لزوم ارزشيابي الف) از ديدگاه معلم: معلم براي برنامهريزي، تدريس و تصميمگيري آگاهانه در مورد فرايند آموزش و پرورش به اطلاعات حاصل از ارزشيابي احتياج دارد. ب) از نظر دانشآموز: ارزشيابي به منظور جلب دقت و كوشش دانشآموز براي يادگيري، انگيزهاي قوي بهشمار ميآيد و در بهبود يادگيري او مؤثر است. ج) از نظر برنامهريزان آموزشي: اين مورد خود شامل دو طريق است: نخست از طريق گردآوري نتايج ارزشيابيهايي كه توسط معلمان در سطح مدارس انجام ميشود. و ديگري از طريق انجام پژوهشهاي گستردهتر در سطح كشور بر مبناي نمونهگيري آماري. مفهوم اندازهگيري و ارزشيابي بدستآوردن اطلاعات لازم در مورد فرد بر مبناي روشهاي علمي را اندازهگيري گويند. همچنين در مواردي كه نتيجه اندازهگيري با مقياس عددي قابل تطبيق است، ميتوان گفت اندازهگيري عبارتست از اختصاص اعداد به مقادير مختلفي از صفات بر حسب قواعد معين كه صحت آنها را ميتوان از راه آزمايش بررسي كرد. اندازهگيري مقدمه ارزشيابي است. همچنين ارزشيابي مستلزم قضاوت علمي در مورد ويژگيها و يا رفتارهاي فرد بر اساس معيارهاي معين است. در ارزشيابي وجود معيار و مقياس از ضروريات است. اطلاعاتي كه از راه ارزشيابي بدست ميآيند در صورتي مفيد خواهند بود كه: الف) به هدف ارزشيابي و يا هدف شناخت كاملاً مربوط باشند؛ ب) اطلاعات بدست آمده تا جايي كه امكان دارد دقيق و از خطاي اندازهگيري به دور باشند.
مقدمات انجام ارزشيابي 1- تعريف صفت مورد اندازهگيري؛ 2- تهيه وسيله اندازهگيري؛ 3- تهيه مقياس كمي؛ 4- تعيين معياري كه نتيجه اندازهگيري صفت مورد نظر با آن مقايسه ميشود؛ 5- مقايسه صفت اندازهگيري شده با معيار مورد نظر و داوري در مورد آن. انواع ارزشيابي ارزشيابي به چهار دسته ورودي يا تشخيصي، مرحلهاي يا تكويني، پاياني و تحقيقي تقسيم ميشود كه به توضيح هر يك خواهيم پرداخت: 1- ارزشيابي ورودي يا تشخيصي اين ارزشيابي براي آگاهي از سطح آمادگي دانشآموز انجام شده كه آموختههاي پايه يا رفتارهاي ورودي دانشآموز را كه لازمه يادگيري مطالب جديد و شروع مرحله جديد آموزش است، مورد سنجش قرار ميدهد. اهداف اين ارزشيابي بطور كلي عبارتند از: - بررسي آموختههاي قبلي دانشآموز و آگاهي از سطح آمادگي آنان براي درس جديد، - كشف نقاط ضعف دانشآموزان و كمك به جبران عقبماندگيها؛ - انطباق برنامه و روش آموزش با سطح آمادگي دانشآموزان. 2- ارزشيابي مرحلهاي يا تكويني اين نوع ارزشيابي به طور مستمر و در پايان هر بخش از مطالب تدريس شده و به منظور بررسي ميزان تحقق هر بخش از هدفهاي آموزشي بطور مكرر در طول سال تحصيلي با اهداف زير برگزار ميشود: - نظارت گام بهگام معلم نسبت به تحقق اهداف رفتاري بخشهاي مختلف هر مطلب آموزشي؛ - هدايت مستمر يادگيري دانشآموزان؛ - اطلاح و بهبود روشهاي تدريس و رفع نارسايي آنها؛ - انطباق روش، برنامه و وسايل آموزشي با نيازهاي دانشآموزان. 3- ارزشيابي پاياني در پايان هر دوره آموزشي به منظور سنجش اهداف كلي هر يك از دروس يا مواد آموزشي، آزموني جامع از ميزان آموختههاي دانشآموزان برگزار ميشود كه هدف آن از ديدگاه مقررات و آئيننامههاي آموزش و پرورش، تعيين ارتقاء دانشآموز و از نظر معلم به شرح زير ميباشد: - اصلاح و بهبود برنامهها و وسايل آموزشي و روشهاي خود در مراحل يا سالهاي بعد؛ - ارائه پيشنهادهاي سازنده به پژوهشگران و برنامهريزان آموزش و پرورش به منظور اصلاح و بهبود برنامهها، وسايل و روشها و حتي اهداف آموزشي. 4- ارزشيابي تحقيقي: اين آزمون براي ارزشيابي از روش تدريس معلم و يا مقايسه دو روش مختلف كه در دو كلاس همسطح و همپايه به كار رفته و يا براي ارزيابي نحوه انطباق محتواي يك برنامه آموزشي با تواناييهاي دانشآموزان بكار ميرود.
طبقهبندي هدفهاي تربيتي و ارزشيابي آن طبقهبندي هدفهاي تربيتي به طور كلي اهداف تربيتي را ميتوان در سه حيطه مختلف تحت عناوين شناختي، عاطفي يا انفعالي و رواني – حركتي طبقهبندي كرد. حيطه شناختي شامل تمام رفتارهايي است كه با تواناييهاي ذهني و مهارتهاي عقلي در ارتباطند و شامل طبقات دانش، فراگيري، كاربرد، تحليل، تركيب و ارزشيابي است. حيطه عاطفي يا انفعالي به رغبتها، نگرشها، اعتقادات و نظام ارزشها مربوط بوده و حيطه رواني – حركتي شامل آندسته از رفتارهايي است كه هم به مهارتهاي عقلي و هم به اعمال بدني مربوطند. بايد توجه داشت كه رفتارهاي آموختهشده كه در هر يك از طبقات مذكور قرار ميگيرند، در عين حال با دو حيطه ديگر در ارتباط بوده و نميتوان گفت يك توانايي يا مهارت آموخته شده، صرفاً به يك حيطه مربوط است.
ارزشيابي سطوح يادگيري دانشآموزان ارزشيابي حیطه شناختی از طریق امتحانات کتبی میسر است، همچنین آندسته از مهارتهاي عملي كه در طبقهبندي هدفهاي تربيتي در حيطه رواني – حركتي قرار دارند، از طريق امتحانات عملي ارزشیابی شده، اما ارزشيابي آموختههاي دانشآموز در حيطه عاطفی و رواني – حركتي از طريق از طريق امتحانات كتبي و شفاهي امكانپذير نبوده و ميتوان براي اين منظور روش مشاهده مستقيم رفتار، مصاحبه و امتحان عملي را بكار برد. روش مشاهده مستقيم رفتار مشاهده يعني اجازه دهيم فعلي انجام پذيرد، سپس بر اساس ديدگاه خودمان آن را ارزيابي كنيم. اين روش از متداولترين روشهايي است كه براي جمعآوري اطلاعات درباره تمامي رفتارهايي كه در طبقهبندي هدفهاي تربيتي در زمينه انفعالي قرار ميگيرند، بكار ميرود. مشاهده را ميتوان به دو صورت طبيعي كه در آن مشاهده شونده نميداند مورد مشاهده است و رفتار معمولي و طبيعي خود را انجام ميدهد و مشاهده كنترل شده كه در آن فرد ميداند در حال مشاهده شدن است، انجام داد. مشاهدات بايد به دقت ثبت شوند. نكاتي كه براي درستي انجام مشاهده بايد رعايت كرد، عبارتند از: الف) هدف مشاهده به وضوح تعيين و جريان انجام مشاهده به دقت طرحريزي شود. ب) رفتار مورد مشاهده به طور عيني و قابل مشاهده تعريف شود. ج) مشاهده بايد در شرايط طبيعي و بدون آگاهي دانشآموزان انجام گيرد. د) مشاهده بايد در دفعات متعدد و در شرايط و موقعيتهاي مختلف انجام گيرد. نتايج حاصل از مشاهده را ميتوان با استفاده از روشهايي مانند سياهه رفتار و مقياس درجهبندي رفتار، تنظيم و سازمانبندي كرده و آن را مورد ارزيابي قرار داد. سياهه رفتار سادهترين وسيله براي نظامبندي نتايج حاصل از مشاهدات ثبتشده، سياهه رفتار ميباشد. اين وسيله معمولاً مشتمل بر فهرستي از پرسشها در مورد رفتارهاي مختلف است كه با پاسخهاي آري يا نه و يا با علامت + يا – مشخص ميشوند. در تهيه سياهه رفتار بايد توجه داشت كه هر جمله يا پرسش آن بايد رفتار معيني را توصيف كند كه اين رفتار قابل مشاهده بوده و به دقت و وضوح تعريف شوند. محدودیت سیاهه رفتار نیز به گسترده بودن حیطه پاسخ ها مربوط است، چرا که در پاسخ ها فقط دو گزینه بلی و خیر را داشته و ما بین را نمی توان لحاظ کرد. مقياس درجهبندي رفتار مقياس درجهبندي رفتار نيز همانند سياهه رفتار، فهرستي از رفتارهاي تعريف شده است، با اين تفاوت كه درجات مختلف هر رفتار نيز تعيين شده است (مثلاً عالي، خوب، متوسط، ضعيف). در تهيه مقياس درجهبندي رفتار بايد به دو نكته اساسي توجه داشت. اولاً هر يك از رفتارها كه درجهبندي ميشوند، بايد قابل مشاهده بوده و به دقت و به صورت يك رفتار عيني تعريف شوند. ثانياً درجات رفتار نيز بايد تعريف شوند. تهيه مقياس درجهبندي رفتار و استفاده از آن سه محدوديت مهم دارد: الف) تعريف دقيق و عيني رفتار بويژه درجات آن كار دشواري است. ب) خطاي هالهاي كه در نتيجه آن ممكن است فرد قضاوت خود را از يك جنبه به جنبه ديگر انتقال دهد. ج) خطاي گرايش به حد وسط. براي از بين بردن اين سه محدوديت، ميتوان: 1- تعداد رفتارهاي مطرح شده در مقياس درجه بندی رفتار کاهش داد، 2- تعداد افراد مورد مشاهده را كاهش داد، 3- رفتارها و گزينهها را به وضوح تعريف كرد، 4- معلم سعي كند درباره گزينهها اطلاعات كافي از طريق مشاده رفتار بدست آورد. پرسشنامه پرسشنامه به دو صورت باز و بسته تهيه ميشود. در پرسشنامه باز، پاسخ هر پرسش توسط پاسخدهنده نوشته ميشود. اين نوع پرسشنامه داراي معايبي ميباشد كه از آن جمله ميتوان به موارد زیر اشاره کرد: 1- تنبل بودن بعضي افراد در نوشتن پاسخ، 2- رودربايستي و ملاحظه كردن در نوشتن بعضي پاسخها 3- سختبودن و وقتگير بودن جمعبندي پاسخهاي نوشته شده اشاره كرد. در پرسشنامههاي بسته، در برابر هر پرسش، پاسخهاي احتمالي آن نوشته شده تا پاسخدهنده با زدن علامت، پاسخ خود را مشخص كند. البته بهتر است در هر پرسشنامه بسته، يك پاسخ آزاد نيز پيشبيني شود. در تهيه پرسشنامه، بايد هر يك از سئوالات با بياني ساده و قابل فهم نوشته شوند و از هر نوع ابهام به دور باشند. همچنين نحوه پاسخگويي براي پاسخدهنده توضيح داده شده و به او اطمينان داده شود كه مطالب پرسشنامه همواره محرمانه تلقي خواهد شد. مصاحبه مصاحبه نوعي پرسشنامه شفاهي است كه در آن مصاحبهشونده، پاسخ پرسشها را در يك رابطه رو در رو و به صورت شفاهي بيان ميكند. مهمترين شرط در انجام مصاحبه برقراري رابطه مصاحبهاي مصاحبه گر با مصاحبه شونده است. در اين رابطه جلب اعتماد و همكاري مصاحبهشونده بسيار اساسي است. از مزيتهاي مصاحبه نسبت به پرسشنامه اين است كه مصاحبهكننده با تكرار پرسشها و توضيح آنها مي تواند نكاتي را براي مصاحبهشونده روشنتر سازد. تنها نكتهاي كه ممكن است نتيجه مصاحبه را بياعتبار سازد، جهتگيري مصاحبهكننده است. آزمونهاي تربيتي و انواع آن آزمونهاي تربيتي از سه ديدگاه مختلف طبقهبندي ميشوند: 1-از نظر موضوع يا رفتار مورد اندازهگيري به دو گروه آزمونهاي پيشرفت تحصيلي و استعداد تحصيلي، 2-از نظر روش اجرا به سه گروه كتبي ( گروهي )، شفاهي ( فردي ) و عملي ( فردي ) ، 3-از نظر دقت ساخت به دو گروه معلمساخته و استاندارد تقسيم ميشوند. آزمونهاي معلمساخته این آزمون ها مهمترين ابزار ارزشيابي در جريان آموزش و پرورش بوده و شامل تمام آزمونهايي است كه معلمان براي ارزشيابي آموختههاي دانشآموزان تهيه و بكار ميبرند.
آزمونهاي استاندارد شده يا ميزان شده آزمونهايي كه قبلاً در مورد گروههاي نمونهاي از آزمايششوندگان به مورد اجرا گذاشته شده و از ويژگيهاي آماري خاصي برخوردار است. آزمونهاي پيشرفت تحصيلي شامل آن دسته از آزمونهاست كه به منظور اندازهگيري ميزان آموختههاي قبلي دانشآموزان با توجه به هدفهاي آموزشي هر درس و قضاوت در مورد ميزان پيشرفت يا نيل به هدفهاي آموزشي مورد استفاده قرار ميگيرند كه دلايل اهميت آن عبارتند از: الف) ابزار كار معلم براي ارزشيابي از ميزان تحقق هدفهاي تدريس به شمار ميآيند. ب) نتايج آنها مستقيماً در رابطه با هدفهاي تدريس مورد تعبير و تفسير قرار ميگيرند. ج) به عنوان شاخصي براي تعيين آموختههاي قبلي و هم ملاكي براي پيشبيني حدود موفقيت احتمالي آينده دانشآموزان و راهنمايي تحصيلي و شغلي آنان بكار ميروند. آزمونهاي استعداد تحصيلي براي اندازهگيري و ارزشيابي قابليت توانايي بالقوه افراد به منظور پيشبيني حدود احتمالي پيشرفت آينده آنها در زمينههاي معين تهيه و بكار ميرود. اين آزمون ناظر به آينده بوده و در آغاز هر دوره كلي انجام ميشود. وجه تمايز اين آزمون با آزمونهاي پيشرفت تحصيلي در درجه نخست در هدفهاي آنهاست نه از جهت محتوا. تنها تفاوت آنها از جهت محتوا اين است كه آزمونهاي پيشرفت تحصيلي رفتارهايي را مورد ارزشيابي قرار ميدهند كه با محتوا و هدفهاي آموزشي يك درس و دوره آموزشي خاصي مستقيماً رابطه دارد، اما آزمونهاي استعداد تحصيلي بيشتر رفتارهايي را مورد سنجش قرار ميدهند كه تمامي دانشآموزان صرف نظر از رشته تحصيلي و يا نوع مدارسي كه در آنجا تحصيل كردهاند، براي پرورش مهارتها و يا افزايش آموختههاي خود در زمينههاي كلي كه مورد ارزشيابي اينگونه آزمونهاست، از فرصتهاي كم و بيش يكساني برخوردار بوده است.
امتحان امتحان يا ارزشيابي يكي از عناصر مهم فرآيند آموزش و پرورش است كه اطلاعات اساسي را براي تعيين سطح و بهبود شرايط آموزشي فراهم ميسازد. امتحان عبارتست از اندازهگيري و سنجش تغييرات حاصل در رفتار دانشآموزان با توجه به هدفهاي آموزش و پرورش و به منظور هدايت يادگيري آنان. لذا ميتوان گفت امتحان نوعي ارزشيابي به مفهوم اخص آن است. اهداف برگزاري امتحان كلاسي 1- امتحان بعنوان وسيلهاي براي تصميمگيري جهت شروع مراحل بعدي تدريس؛ 2- امتحان بعنوان وسيلهاي براي شناساندن هدفهاي تدريس به دانشآموزان؛ 3- امتحان بعنوان وسيلهاي براي بهبود و اصلاح روش تدريس معلم؛ 4- امتحان بعنوان وسيلهاي براي يافتن نارساييهاي آموزشي دانشآموزان به منظور كوشش در جهت رفع آن؛ 5- امتحان بعنوان وسيلهاي براي ايجاد رغبت و كسب عادات صحيح آموزشي در دانشآموزان. انواع امتحان از ديدگاه موضوع يادگيري امتحان كتبي: امتحاني است كه در آن رفتار دانشآموز به صورت نوشته ظاهر ميشود. *محاسن امتحان كتبي 1- صرفهجويي در وقت؛ 2- امكان مقايسه دقيقتر شاگردان با يكديگر؛ 3- تأثير كمتر حالات عاطفي دانشآموزان در نتايج امتحاني؛ 4- نتايج معتبرتر نسبت به امتحانات شفاهي؛ 5- دارا بودن فرصت كافي براي فكر كردن، يادآوري مطالب و تنظيم افكار؛ 6- دارا بودن امكان تجديد نظر؛ 7- تأثير كمتر قضاوت شخصي و حالات عاطفي معلم در ارزشيابي و نمرهگذاري؛ 8- امكان آگاه كردن دانشآموزان از جنبههاي مثبت و نقاط ضعف خود. *محدوديتهاي امتحان كتبي 1- مستلزم تمهيد مقدمات قبلي و تهيه و تكثير پرسشهاي امتحاني است، 2- از نظر معلم وقتگير است؛ 3- امكان بررسي و قضاوت در مورد تسلط وي به مطالب نوشته شده و عمق درك و فهم واقعي وي محدود است. امتحان شفاهي در اينگونه امتحانات، امتحان شونده به جاي اينكه پاسخهاي خود را بصورت كتبي ارائه دهد، آنرا بصورت شفاهي بيان ميكند. * مزاياي امتحان شفاهي 1- عدم نياز به تمهيد مقدمات قبلي ؛ 2-امكان ارزيابي بهتر از عمق يادگيري و تسلط دانشآموز بر مطالب و درك و فهم واقعي او؛ 3-امكان روشنسازي سئوالات در صورت لزوم براي دانشآموزان. محدوديتهاي امتحان شفاهي 1- مستلزم صرف وقت زيادي است؛ 2- مقايسه پيشرفت تحصيلي دانشآموزان با يكديگر كمتر امكانپذير است؛ 3- نتيجه امتحان تا حد زيادي تحت تأثير حالتهاي هيجاني مانند ترس و كمرويي قرار ميگيرد؛ 4- نتايج آن از اعتبار كافي برخوردار نيستند؛ 5- دانشآموز براي فكر كردن، يادآوري مطالب و تنظيم افكار خود فرصت كمي دارد؛ 6- بدليل عدم وجود امكان تجديد نظر، نمره از اعتبار زيادي برخوردار نيست؛ 7- ممكن است قضاوت معلم تا حد زيادي تحت تأثير قضاوت شخصي و حالات عاطفي او قرار گيرد. امتحان عملي در اينگونه امتحان، آزمايش شونده بايد در جلسه امتحان، يك كار عملي انجام دهد. از مزاياي امتحان عملي ارزيابي مهارت واقعي فرد در شرايط طبيعي است. از محدوديتهاي اين امتحان نيز هزینه بر بودن، وقتگير بودن و اعتبار كم نتيجه ارزشيابي است. طرحريزي امتحان 1- امتحان بايد تحقق هدفهاي آموزشي را در هر يك از مواد درسي ارزيابي كند؛ 2- سئوالات امتحانات بايد با محتواي مواد آموزشي سازگار باشد؛ 3- سئوالات امتحاني بايد توانايي دانشآموزان را در سطوح مختلف هدفهاي تربيتي مورد سنجش قرار دهد؛ 4- سئوالات امتحاني بايد از ميان تمام سئوالات ممكن چنان انتخاب شوند كه نمونه جامعي از آموختههاي دانشآموزان را مورد سنجش قرار دهند؛ 5- محتواي امتحان بايد براي دستيابي به هدفهايي كه امتحان براي آن منظور انجام ميگيرد، مناسب باشد؛ 6- نوع و چگونگي هر يك از پرسشهاي امتحان بايد با نوع رفتار مورد اندازهگيري متناسب باشد. مثلاً سئوالات انشايي براي اندازهگيري توانايي دانشآموز در تنظيم و بيان افكار، اظهار نظر انتقادي در مورد يك موضوع و برعكس سئوالات كوتاه پاسخ و انواع پرسشهاي عيني براي اندازهگيري اطلاعات، تعاريف، مفاهيم، محاسبات ساده رياضي، معاني لغات و ... مناسب ميباشند. 7- امتحان بايد طوري طرحريزي شود كه نتايج آن هر قدر ممكن است از خطاي اندازهگيري به دور باشد.
تهيه فهرستي از هدفهاي رفتاري تدريس مهمترين اقدام در طرحريزي امتحان، تهيه فهرستي از هدفهاي رفتاري تدريس است كه به صورت رفتارهاي قابل مشاهده و قابل اندازهگيري تعريف شده باشد. در تهيه هدفهاي رفتاري نكات زير بايد دقيقاً مورد توجه قرار گيرد: 1- هر هدف بايد به صورت رفتاري معين و مشخص كه قابل مشاهده و اندازهگيري است، تعريف شود. 2- هدف رفتاري بايد طوري بيان شود كه نوع پرسشي را كه براي ظاهر ساختن رفتار مورد نظر نوشته ميشود، دقيقاًمشخص كند. 3- هدف رفتاري بايد طوري نوشته شود كه از نظر معلمان مختلف داراي معنا و مفهوم نسبتاً يكساني بوده و از هر نوع تعبير و تفسير شخصي بينياز باشد. 4- هدفهاي رفتاري هر درس بر حسب مورد بايد برآيندهاي يادگيري دانشآموزان را در سطوح مختلف هدفهاي تربيتي مانند: كار بستن، تحليل، تركيب و ... شامل شود. نكته قابل ذكر اينكه در تعريف هدفهاي رفتاري به ويژه زمانيكه به عنوان پايهاي براي نوشتن سئوالات امتحان به كار ميرود، بايد سه عنصر اصلي گنجانده شود كه اين سه عنصر عبارتند از: 1- رفتاري كه بايد از طرف دانشآموز ظاهر شود؛ 2- شرايط و وضعيتي كه رفتار دانشآموز تحت تأثير آن شرايط ظاهر ميشود؛ 3- معيار و ضابطه عملكرد قابل قبول دانشآموز. تهيه فهرستي از محتواي درس دومين اقدام در طرحريزي امتحان، نوشتن فهرستي از محتواي مطالب درسي است. هدفهاي رفتاري هر درس در حقيقت نوع عكسالعمل دانشآموز را در مورد محتواي مطالب آموخته شده مشخص ميكند. هدف رفتاري و محتواي مواد آموزشي دريك عبارت از يك طرف طولانيتر شدن تعاريف هدفهاي رفتاري را سبب ميشود و از طرف ديگر موجب ميشود كه طرحريزي امتحان به ويژه جدول دو بُعدي بسيار مفصل شود. لذا فهرست محتواي درس براي تهيه جدول مشخصات امتحان ميتواند به عناوين عمده و مطالب عمده درس محدود شود. تهيه جدول دو بُعدي يا جدول بودجهبندي سئوالات جدول دو بُعدي جدولي است كه مشخصات محتواي امتحان را تعيين ميكند. يك بُعد جدول هدفهاي رفتاري و بُعد ديگر آن فهرست مطالب محتواي آموزشي مربوط به هر هدف را تشكيل ميدهد. هرگاه ارزشيابي بر اساس سئوالات عيني انجام گيرد، معمولاً براي هر سئوال يك واحد نمره در نظر گرفته ميشود. البته اين نمره براي هر يك از مواد آموزشي در نظر گرفته شده ميتواند بر اساس ملاكهاي زير باشد: 1- اهميت نسبي هر يك از مطالب تدريس شده؛ 2- حجم يا تعداد صفحات كتابي كه به هر مطلب اختصاص داده شده است؛ 3- ميزان زمانی كه در تدريس هر يك از مطالب صرف شده است؛ 4- تركيبي از ملاكهاي بالا. تعداد كل پرسشهاي آزمون نيز با توجه به عواملي مانند نوع پرسشها، سن، پايه تحصيلي، هدف انجام امتحان و مقدار وقتي كه براي امتحان در نظر گرفته شده است، تعيين ميشود. فايده استفاده از جدول دو بُعدي اين است كه اولاً پرسشهاي امتحان با هدفهاي رفتاري و محتواي مواد آموزشي هماهنگ ميشود، ثانياً سبب ميشود كه محتوي امتحان نمونه معرفي از هدفها و مطالب آموزشي باشد. نوشتن سئوالات امتحان سئوالات عيني و اصول مهم تهيه و كاربرد آنها سئوالات عيني را بدين لحاظ به اين نام خوانند كه نمرهگذاري آنها مستقل از نظر و قضاوت شخصي تصحيحكننده انجام ميگيرد. ويژگي ديگر پرسشهاي عيني اين است كه آزمايششونده پاسخ پرسشها را تهيه نميكند، بلكه پاسخ درست هر پرسش هنگام نوشتن آن توسط نويسنده پرسش تعيين ميشود. وظيفه آزمايششونده آن است كه پاسخ درست هر پرسش را از ميان گزينههاي سئوال پيدا كند. الف) پرسشهاي چندگزينهاي: گزينه درست در پرسشهاي چند گزينهاي را اصطلاحاً پاسخ كليد و گزينههاي غلط را پاسخهاي انحرافي ناميده ميشود. متن اصلي هر پرسش چند گزينهاي را ميتوان به يكي از دو صورت زير نوشت: 1-متن اصلي سئوال به صورت يك جمله پرسشي نوشته شده و گزينهها بهصورت پاسخهاي احتمالي پرسش در زير آن قرار ميگيرند؛ 2-متن سئوال به صورت يك جمله ناقص نوشته شده كه از نظر معنا و مفهوم با هر يك از گزينهها يك جمله كامل را تشكيل ميدهد. همچنين پرسشهاي چند گزينهاي از نظر نوع گزينهها نيز به دو دسته تقسيم ميشوند: 1- پرسشهايي كه گزينهاي انحرافي آنها قطعاً غلط است؛ 2- پرسشهايي كه گزينههاي آنها از درجات مختلف صحت برخوردار است، اما يكي از گزينهها كه پاسخ كليد است، از همه درستتر است. نكاتي كه بايد در نوشتن سئوالات و پرسشهاي چند گزينهاي رعايت شود 1- از كلمات دشوار و نامأنوس در نوشتن سئوالات استفاده نكنيم، چرا كه اگر دانشآموزي به علت نفهميدن معني كلمات سئوالات نتواند پاسخ صحيح آن را بيابد، سئوال ما غلط بوده و در ارزشيابي دچار مشكل شدهايم. تنها موردي كه ميتوان از كلمات مشكل استفاده كرد، در سئوالات ادبيات و زماني است كه بخواهيم معني همان كلمه دشوار را بسنجيم و هدف سئوال اندازهگيري توانايي دانشآموز در خواندن و فهميدن باشد. 2- نبايد دو يا چند سئوال را در يك سئوال بگنجانيم. مثلاً: زميني مستطيل شكل به طول 5 و عرض 2 داريم. محيط و مساحت آن به ترتيب كدامند؟ 3- از سئوالات چهار گزينهاي در موارد خاص و مناسب استفاده كنيم. مثلاً براي محيط، مساحت، پايتختها و ... ولي در مباحث مربوط به فلسفه و منطق و مواردي كه نياز به استدلال و توضيح دارند، استفاده از اين سئوالات مناسب نيست. 4- هر گزينه سئوال را در يك خط جداگانه بنويسيم. زيرا اگر همه گزينهها را در يك خط و به دنبال هم بنويسيم، احتمال خطا و اشتباه بيشتر شده كه متأسفانه اين مسئله در كشور ما به دليل مسائل اقتصادي رعايت نميشود. 5- گزينهها بايد در همه سئوالات به ترتيبي مرتب شوند. مثلاً به ترتيب حروف الفبا يا اگر عدد بود، از كوچك به بزرگ و ... 6- سئوالها نبايد به يكديگر مربوط باشند. يعني حلكردن يك سئوال نبايد منوط به پاسخ سئوال قبل باشد. مثلاً: سئوال 1) زميني مستطيل شكل به ابعاد 3 و 4 داريم. مساحت آن چقدر است؟ سئوال 2) قيمت زمين سئوال قبل به ازاي هر متر 100 تومان چقدر است؟ 7- نبايد عبارات اضافي و غير ضروري را در متن سئوال قرار داد. زيرا اولاً به لحاظ اقتصادي به صرفه نيست، دوماً به اندازه خواندن همان عبارات اضافي وقت دانشآموز را گرفته و به همان اندازه اطلاعات اضافي وارد مغز دانشآموز كرده و باعث خستگي ميشود. 8- عبارات اضافي و تكراري از گزينهها حذف و در صورت نياز در متن اصلي سئوال قرار گيرد. مثلاً: زمستان . . . الف) فصلي است كه در آن باران ميبارد. ب) فصلي است كه در آن برف ميبارد. ج) فصلي است كه در آن باد ميآيد. 9- از گذاشتن عبارات متضاد در گزينهها خودداري شود. مثلاً: معني اندوه چيست؟ الف) استفاده ب) شادي* ج) غم * د) همبستگي 10- گزينهها نبايد با يكديگر مترادف باشند. زيرا اگر كسي بداند آن دو گزينه مترادفند و يكي از آنها غلط است، خود به خود گزينه ديگر را نيز ميتواند بدون بلد بودن حتي معني آن، حذف كند، یعنی در این حالت یک سئوال دو پاسخ خواهد داشت. مثلاً: معني تداول چيست؟ الف) استفاده ب) اندوه* ج) شادي د) غم * 11- سئوالات نبايد گمراهكننده باشند، زيرا اين كار باعث ميشود ديگران را فريب دهيم تا سئوالي را كه بلدند، نتوانند پاسخ دهند. 12- گزينههاي انحرافي بايد منطقاً صحيح بوده و غير منطقي نباشند. يكي از مشكلات اصلي در طرح سئوالات چهار گزينهاي انتخاب گزينههاي انحرافي مناسب است كه متأسفانه در بسياري موارد رعايت نميشود. مثلاً در مثال ذكر شده پايين، گزينههاي الف و د منطقاً غلط هستند، چرا كه برادر پدر هيچگاه نميتواند زن باشد. مثال: برادر پدر شما چه نسبتي با شما دارد؟ الف) خاله ب) دايي ج) عمو د) عمه 13- عبارت « همه موارد » را نبايد در گزينهها استفاده كرد. تنها زمانيكه هدف ما در آزمون بهجاي هدف اندازهگيري، هدف آموزشي و يادگيري باشد، ميتوانيم از اين گزينه استفاده كنيم. ( مانند مثال زير ) مثال: كداميك از رودهاي زير به درياي خزر ميريزد؟ الف) سفيد رود ... د) همه موارد 14- گزينه « هيچكدام » نبايد در گزينهها مورد استفاده قرار گيرد. زيرا اولاً يادنگرفتهها را اندازه ميگيرد، دوماً اگر بين دو يا سه گزينه شك داشته باشيم، خودبهخود حذف شده و سئوال از چهار گزينهاي به سه گزينهاي تبديل ميشود. 15- فعل منفي در متن اصلي سئوال نبايد بكار برده شود. زيرا اولاً نياموختهها را اندازه ميگيرد، ثانياً چون سئوال را با سرعت خوانده و معمولاً مثبتگرا هستيم، آن فعل ممكن است به صورت مثبت در ذهن تداعي شود. اما زماني كه بخواهيم يك مفهوم غلط را از ذهن دانشآموز خارج كنيم، ميتوانيم استفاده كنيم كه در اين صورت بايد زير فعل منفي براي هشدار خط كشيد. 16- بدترين حالت ممكن در طرح سئوال، زماني است كه فعل سئوال را منفي كرده وگزينهها را نيز منفي بدهيم. مثال: كداميك باعث فساد مواد غذايي نميشود؟ الف) نمك سود نكردن ب) كنسرو نكردن ... 17- طول گزينهها بايد با هم تقريباً برابر باشد، زيرا در برخي موارد طول گزينه خود از شواهد هدايتكننده محسوب ميشود. مثلاً اگر سئوال تعريف هوش را بخواهد، مسلماً اگر گزينهاي يك كلمهاي داشته باشيم، نميتواند با يك كلمه تعريف هوش را رسانده و درست باشد. 18- شواهد هدايتكننده نبايد در سئوال گنجانده شود، زيرا برخي اوقات بكار بردن بعضي كلمات در متن اصلي سئوال يا گزينهها باعث ميشود افراد خود به خود و بدون يادگيري بتوانند پاسخ صحيح را انتخاب كنند. مثال: ماليات بر درآمد از چه چيز گرفته ميشود؟ الف) از درآمد مردم ... 19- گزينهها نبايد خيلي طولاني باشند، زيرا در اينصورت با رسيدن به گزينههاي سوم و چهارم، گزينه اول و دوم از ذهن ما خارج شده است. 20- اگر نتوانستيم برابري طول گزينهها را در همه سئوالات رعايت كنيم، بايد طول گزينه صحيح را در سئوالات مختلف تغيير دهيم. يعني اينطور نباشد كه هميشه گزينهاي كه از همه بلندتر يا كوتاهتر است، گزينه صحيح باشد. 21- گزينهها و متن اصلي سئوال طوري نوشته شوند كه هر گزينه از لحاظ دستوري متن اصلي سئوال را كامل كند. يعني گزينهها تطابق فعل و فاعل داشته و تضاد دستوري نداشته باشند. مثال: پدر شما چه ساعتي به منزل آمد؟ الف) مادرم ساعت 9 به منزل آمد. ( تطابق فاعل ندارد. ) ب) پدرم فردا ساعت 9 به منزل خواهد آمد. ( نطابق زماني ندارد. ) ج) پدرم ديشب راديو را تعمير كرد. ( تطابق فعل ندارد. ) ... 22- سئوالات طوري طرح شوند كه پاسخ صحيح يك سئوال، در متن سئوالات ديگر نيامده باشد. 23- انتخاب كلمه « نميدانم » در گزينهها، برخي اوقات اين مفهوم را ميرساند كه دانشآموز با انتخاب اين گزينه بيان كرده كه سه گزينه ديگر صحيح نيست و از كساني كه به سئوال اصلاً پاسخ نميدهند، يك قدم جلوتر است. اما اين گزينه با فلسفه سئوالات چند گزينهاي كه قطعيت دارند و اما و اگر و شايد و ... ندارند، منطبق نيست. 24- متن اصلي سئوال و گزينهها را دقيقاً مانند كليشه كتاب ننويسيم. زيرا انجام اين كار، باعث ميشود دانشآموز در قلمرو دانش نگه داشته شده و به قلمروهاي بالاتر مثل فهميدن و كاربرد و ... هدايت نشود. 25- وقتي سئوال و پاسخ را مينويسيم، بايد از بين گزينهها يكي از آنها صحيح يا صحيحتر باشد، به طوريكه همه متخصصين اتفاق نظر داشته باشند كه آن گزينه صحيح است و يا در متن سئوال منبع طرح سئوال و مورد استفاده را مشخص كنيم. مثال: بر اساس مطالب موجود در كتاب شما، تعريف هوش چيست؟ سئوالات صحيح - غلط از مهمترين محدوديتهاي اين سئوالات اين است كه با احتمال 50 درصد ميتوان پاسخهاي درست را بدون يادگيري قبلي و از روي حدس و گمان پيدا كرد. اين سئوالات به دو گونه نوشته ميشوند: 1- يك جمله خبري نوشته و صحيح و يا غلط بودن آن را دانشآموز بايد مشخص كند. 2- يك جمله سئوالي را نوشته كه پاسخ آن بلي يا خير است. در سئوالات صحيح – غلط بايد نوع جواب دادن بطور واضح مشخص شود. ( مثلاً دور كلمه صحيح يا غلط خط بكش يا داخل جلوي آن علامت ضربدر بزن. ) در نوع ديگري از اين سئوالات در جمله سئوال، زير يك كلمه خاص خط كشيده و بيان ميشود اگر جمله صحيح است، گزينه « صحيح » را علامت زده و اگر غلط است، ضمن علامت زدن گزينه « غلط »، صحيح آن را نيز در جاي خالي بنويسيد كه اينگونه سئوال، مناسبتر از نوع اول و دوم ميباشند، چرا كه علاوه بر انتخاب گزينه غلط، دانشآموز بايد با يادآوري آن جمله را اصلاح كند. كاربرد سئوالات صحيح – غلط بيشتر در دوره ابتدايي و زماني است كه بخواهيم يك مفهوم نادرست را از ذهن خارج كنيم و يا براي نام دانشمندان و شهرها و ... ولي در كل و براي اندازهگيري هدفهاي مهم آموزشي مانند استدلال، درك روابط، تجزيه و تحليل مطالب و ... سئوالات مناسبي نيستند. سئوالات جوركردني در اين نوع سئوال، چند كلمه يا عبارت را در ستوني زير هم نوشته و در ستون مقابل نيز جملات و عباراتي را مينويسند و از دانشآموز خواسته ميشود كه كلمات و عبارات مناسب يكديگر را از دو ستون انتخاب و به يكديگر وصل كند و يا شماره عبارت مناسب ستون دوم را در جاي خالي كنار عبارت مناسب آن در ستون اول بنويسد. از اينگونه سئوالات ميتوان براي اندازهگيري آموختههاي دانشآموزان در مواردي از قبيل معني لغات، تعريف اصطلاحات، يادآوري برخي مفاهيم جزئي مانند نام دانشمندان و ... استفاده كرد. در نوشتن اين سئوالات نيز بايد نكاتي را رعايت كرد كه از آن جمله عبارتند از: 1- تعداد سئوالها و پاسخها نبايد يكي باشد. بلكه پاسخها بايد حداقل دو مورد بيشتر از سئوالات باشند. زيرا در صورت برابري، دانشآموز جواب يك سئوال را كه بلد نباشد ميتواند در پايان و براحتي انتخاب كند. 2- متن سئوالات و پاسخها نبايد طولاني باشد تا از ذهن خارج نشود. 3- نحوه چينش سئوالات و پاسخها بايد تصادفي ( مثلاً الفبايي ) باشد. 4- سئوالات بايد متجانس ( هم جنس ) باشند. يعني سئوالات طوري طراحي شوند كه از روي سئوالات نتوان به راحتي و بدون بلد بودن به پاسخ پي برد. مثلاً در مثال زير دانشآموز به راحتي از روي واحدهاي پاسخها، ميتواند جواب صحيح هر سئوال را پيدا كرده و نياز به يادگيري ندارد.
5- نحوه پاسخ دادن را حتماً براي دانشآموز بيان كرد. زيرا ممكن است دانشآموز پاسخ صحيح را بداند، ولي طريقه مشخص كردن و پاسخ دادن به آن را متوجه نشده باشد. سئوالات كامل كردني سئوالات كامل كردني يا تكميلي به سئوالاتي گويند كه در آنها قسمتي از يك جمله حذف شده و دانشآموز بايد کلمه یا عبارت حذف شده را به ياد بياورد و آن را بنويسد. مثال: نام پايتخت ايران شهر . . . . . . . . است. در طرح اين سئوالات نيز بايد نكاتي را رعايت كرد كه مهمترين آنها عبارتند از: 1- سئوالات طوري طراحي شوند كه ابهام نداشته و فقط يك پاسخ داشته باشند. 2- كلمه حذف شده نبايد در اول و يا آخر جمله باشد. زيرا ابتداي جمله معمولاً فاعل يا ضمير فاعلي و انتهاي جمله معمولاً فعل قرار ميگيرد. 3- آن قسمتي از جمله حذف شود كه نكته اساسي باشد. بعبارت ديگر مهمترين ركن جمله حذف شود. حذف كلماتي مانند « است، بود، شد، كه، اما و ... » ارزش سنجشي ندارد. 4- بيش از يك جاي خالي نداشته باشيم. مثلاً سئوال « نويسنده كتاب .............، ......... بود » به تعداد كتابهاي جهان پاسخ صحيح دارد. حتي سئوال « نويسنده كتاب شفا، .......... بود » نيز غلط است، زيرا بيش از يك جواب ميتواند داشته باشد. ( ايراني – قد بلند – مرد - ... ) تنها موردي كه ميتوان بيش از يك جاي خالي داشت، مواقعي است كه انواع چيزي را بخواهيم. مثلاً « رودهاي ..........، ............، ........... و ............ به درياي خزر ميريزند. » 5- در سئوالات رياضي،حتماً واحد آن را بنويسيم. مثلاً سئوال « مساحت ايران تقريباً ....................... است » را ميتوان با اعداد مختلفي بر حسب متر مربع، كيلومتر مربع، هكتار و... پاسخ داد كه بايد آن را به اين شكل اصلاح كرد: « مساحت ايران تقريباً ............... كيلومتر مربع است. »
سئوالات كوتاه پاسخ اگر متن سئوالات كامل كردني را كه يك جمله خبري است، به صورت يك جمله پرسشي بنويسيم، تبديل به سئوال كوتاه پاسخ ميشود. مثال: نام پايتخت ايران شهر ............ است. ( كامل كردني ) نام پايتخت ايران چيست؟ ( كوتاه پاسخ ) نكته مهم در طرح اين سئوالات اين است كه بهگونهاي طرح شوند كه ابهام نداشته باشند. مثلاً در سئوال « مرقد امام هشتم در كجاست؟ » ابهام وجود دارد، زیرا هر یک از این پاسخ ها می توانند به نوعی صحیح باشند: ( آسيا – ايران – خراسان – مشهد - ... ) و ديگر اينكه كلمات مشكل و جملات اضافي نداشته باشند. مثل اين جمله كه: مرقد امام هشتم كه امامي دانا، آگاه، دلسوز، مهربان، غريب و ... بود، در كجاست؟ سئوالات انشايي سئوالاتي هستند كه در آنها امتحان شونده به جاي بازشناسي پاسخهاي درست از ميان پاسخهاي احتمالي، بايد اطلاعات را به ياد آورد، آنها را منظم كند، سازمان بخشد و بيان كند. سئوالات انشايي به دو گونه طرح ميشوند: انشايي كنترل شده و انشايي باز پاسخ. * سئوالات انشايي كنترل شده از نظر پاسخ محدود شدهاند. البته برخي اوقات متأسفانه اين محدوديت را محدوديت فيزيكي فرض كرده و ميگويند جواب سئوال زير را در 3 سطر بنويسيد كه ممكن است 3 سطر هر كس با نفر ديگر متفاوت باشد و يا كسي نتواند مفهوم مورد نظر خود را در 3 سطر بيان كند. اما كنترل شده به اين معنا است كه از نظر مفهومي كنترل شود. از محاسن سئوالات انشايي كنترلشده، مشخص بودن تكليف دانشآموز در تهيه پاسخ، سهولت تصحيح و نمرهگذاري و بالابودن دقت و اعتبار ارزشيابي آن است. مثال: براي نگهداري مواد غذايي راههاي متفاوتي وجود دارد كه يكي از آنها نمكسود كردن است. مضرات اين روش را شرح دهيد. * در سئوالات انشايي باز پاسخ فرد ابتكارات و خلاقيت خود را در ابراز ديدگاههايش دخالت ميدهد. اينگونه سئوالات انشايي، براي اندازهگيري مهارتهاي عالي ذهن مانند آفرينندگي و ارزشيابي مؤثرتر از سئوالات انشايي كنترل شده است. مثلاً: دلايل انتخاب شغل معلمي را بيان كنيد. سئوالات انشايي در كل براي مواردي كه در حيطه تحليل، تركيب و ارزشيابي قرار دارند، سئوالات مناسبي هستند. در طرح اين سئوالات نيز بايد نكاتي را رعايت كرد كه عبارتند از: 1- ابتدا ديدگاههاي خودمان و آن زمينه ذهني را كه از دانشآموز انتظار داريم، بيان كرده و بر اساس آن سئوالات را با كلماتي بيان كنيم كه منظورمان را كامل بيان كند. 2- در این نوع سئوالات استفاده از كلماتي مانند « دليل بياوريد، قضاوت كنيد، مقايسه كنيد، نقد كنيد، اثبات كنيد و ... » مناسب است. 3- در سئوالات انشايي از دادن سئوال انتخابي به شدت پرهيز كنيد. اشكال اين كار اين است كه دانشآموز اگر همه مطالب كتاب را نيز ياد نگرفته باشد، بعضاً ميتواند با انتخاب سئوالات مربوط به قسمتهاي مطالعه شده، نمره كامل را كسب كند. 4- سئوالات نباید کلی بوده و ابهام داشته باشند. مثلاً سئوالات « رودهای ایران را شرح دهید؟ » و یا « قانون جاذبه چیست؟ » دارای ابهام می باشند. مراحل انجام امتحان مراحل اجراي يك امتحان استاندارد و مناسب، به شرح زير ميباشد: 1- بازبيني سئوالات تهيه شده؛ 2- تنظيم سئوالات؛ 3- روش اجراي امتحان؛ 4- روش تصحيح و نمرهگذاري امتحانات عيني و انشايي؛ 5- استفاده از نتايج امتحان در كشف نارسائيهاي آموزشي. 1- بازبيني سئوالات تهيه شده: اين مرحله خود مشتمل بر موارد زير است: الف) آيا سئوال كاملاً روشن و دور از ابهام بوده است؟ ب) آيا سئوال يكي از هدفهاي مهم درس يا يكي از برآيندهاي مهم يادگيري را كه در جدول دو بعدي پيشبيني شده است، اندازه ميگيرد؟ ج) آيا هر سئوال داراي يك پاسخ درست و مشخص است و گزينههاي انحرافي ضمن اينكه پاسخ درست يا صحيحترين پاسخ نيستند، به ظاهر موجه جلوه ميكنند؟ د) آيا نوع پرسش تهيه شده براي اندازهگيري برآيند مورد نظر مناسب است؟ ه) آيا پاسخ هيچيك از پرسشها مستقيماً و يا بهطور ضمني در پرسشهاي ديگر مستتر نيست و آيا هر پرسشي مستقل از پرسشهاي ديگر است؟ و) آيا بهطور كلي تمامي اصول و نكاتي كه بايد در تهيه سئوالات امتحاني اعم از سئوالات عيني و انشايي رعايت شود، در همه پرسشها مراعات شده است؟ ز) آيا مجموعه سئوالات تهيه شده، تمامي قسمتهاي جدول دو بعدي را شامل ميشود؟ 2- تنظيم سئوالات: اين مرحله نيز خود شامل موارد زير ميباشد: الف) اگر نوع سئوالات آزمون متنوع است، ابتدا بايد با توجه به نوع، سئوالات گروهبندي شوند و هر گروه را دنبال هم بنويسيد. مثلاً ابتدا سئوالات صحيح – غلط، بعد از آن سئوالات چند گزينهاي و سپس كاملكردني و ... ب) در هر گروه نيز سئوالاتي كه برآيند يادگيري يا محتواي مشابهي را اندازه ميگيرند، به دنبال هم نوشته شوند. ج) سئوالات هر گروه را به ترتيب سطح دشواري از آسان به مشكل مرتب كنيد. د) سئوالات طوري نوشته شوند كه به آساني قابل خواندن باشند. ه) چينش پاسخهاي صحيح در سئوالات چند گزينهاي و صحيح – غلط به طور تصادفي انتخاب شوند. و) براي تمام آزمون يك دستورالعمل كلي و براي هر دسته از سئوالات كه از يك نوع هستند، يك راهنماي خلاصه تهيه شود. ز) بهتر است براي هر آزموني كه به صورت پرسشهاي عيني تهيه شده است، يك پاسخنامه جداگانه تهيه شود. ح) حتيالمقدور نبايد سئوالات انشايي و عيني، يك جا و در يك جلسه آزمايش مورد استفاده قرار گيرد. روش اجراي امتحانات اجراي صحيح امتحانات گروهي و كتبي، مستلزم توجه دقيق به دو اصل اساسي است: يكي ايجاد شرايط مناسب آزمايش و ديگر اينكه به وضوح بداند چه نوع كارهايي را و به كدام طريق بايد انجام دهد. ايجاد شرايط مناسب آزمايش خود شامل ايجاد شرايط فيزيكي و محيط عاطفي مناسب در جلسه امتحان، دور بودن جلسه آزمايش از عوامل حواسپرتي مانند سر و صدا و رفت و آمد، قرار گرفتن دانشآموزان در فواصل مناسب از يكديگر، نحوه برخورد و رفتار و حالات رواني معلم و فراهم كردن كليه وسايل لازم براي برگزاري امتحان توسط معلم ميباشد. راهنمايي دانشآموز نيز به معني ارائه توضيح كامل و واضح در مورد زمان لازم براي پاسخدادن به سئوالات و نحوه پاسخ دادن و وجود يا عدم وجود نمره منفي به پاسخهاي غلط و توضيح اينكه سئوالات چند گزينهاي فقط و فقط يك پاسخ دارند و ... ميباشد. در مورد امتحانات فردي نيز كه معمولاً به صورت شفاهي و گاهي نيز عملي برگزار ميگردد، برقراري رابطه مطلوب با آزمايش شونده از طريق رفتار محبتآميز و توأم با احترام از شرايط اساسي به شمار ميرود. تصحيح و نمرهگذاري امتحانات چند گزينهاي و صحيح – غلط قبل از تصحيح و نمرهگذاري پاسخنامهها، ابتدا بايد توجه داشت كه در هيچ سئوالي نبايد بيش از يك گزينه به عنوان پاسخ درست انتخاب شده باشد و همچنين علامت مشخص كردن گزينه صحيح بين دو گزينه قرار نگرفته باشد كه پاسخنامههايي كه داراي چنين اشتباهاتي باشند، بايد كنار گذاشته شوند. بعد از اين بررسي، بايد نسبت به تصحيح و نمرهگذاري اقدام كرد كه براي سرعت و دقت در تصحيح، بهتر است از كليد مقوايي استفاده شود.سپس تعداد پاسخهاي درست (R)، پاسخهاي غلط (w) و پاسخهاي سفيد (W) را مشخص كرد. نكته قابل ذكر اينكه اگر در سئوالي، دو گزينه علامت زده شده بود، بايد جزو سئوالات غلط محسوب شود و در پايان براي مشخص كردن نمره خام، به يكي از اين دو روش عمل كرد: الف) اگر براي پاسخهاي غلط نمره منفي منظور نشود، نمره دانشآموز با تعداد پاسخهاي درست برابر خواهد بود. ( S=R ) ب) اگر مطابق دستورالعمل آزمون، براي پاسخهاي غلط نمره منفي منظور شود، نمره دانشآموز از فرمول مقابل بدست خواهد آمد: كه در اين فرمول، S نمره خام، R تعداد پاسخهاي صحيح، w تعداد پاسخهاي غلط و n تعداد گزينههاي سئوالات ميباشد. بعنوان مثال اگر دانشآموزي در يك آزمون 60 سئوالي از نوع پرسشهاي چهار گزينهاي، 45 سئوال را درست، 9 سئوال را غلط و 7 سئوال را بيپاسخ بگذارد، نمره او در اين آزمون عبارتست از: علت در نظر گرفتن نمره منفي، حذف عامل حدس و گمان در يافتن پاسخ پرسشها ميباشد. تصحيح و نمرهگذاري امتحانات جوركردني دادن نمره منفي به پاسخهاي غلط در نمرهگذاري پرسشهاي جوركردني موردي ندارد، زيرا اولاً به دليل تعدد گزينهها و پرسشها يافتن پاسخ درست پرسش از روي حدس و گمان در مقايسه با پرسشهاي چند گزينهاي بسيار كم است. ثانياً قدر مطلق نمره منفي براي پاسخهاي غلط پرسشهاي مختلف يكسان نيست. مثلاً در يك پرسش جوركردني با 5 پرسش و 8 گزينه در ستون انتخاب، بايد براي نخستين پرسشي كه دانشآموز غلط جواب ميدهد، 7/1 ( يك هفتم )، براي دومين پاسخ غلط 6/1 و ... نمره منفي در نظر گرفته شود. نمونهاي از پاسخنامه سئوالات جوركردني به شكل زير ميباشد:
تصحيح و نمرهگذاري امتحانات كامل كردني يا كوتاه جواب اين نوع سئوالات نياز به پاسخنامه نداشته و از آنجا كه عامل حدس و گمان در يافتن پاسخ درست آنها اثر چنداني ندارد. لذا در نمرهگذاري آنها منظور كردن نمره منفي براي پاسخهاي غلط بيمورد است. نكته قابل ذكر اينكه اگر دانشآموز كلمهاي مترادف با كلمه مورد نظر را بنويسد كه منظور را برساند، بايد نمره آن سئوال به او داده شود. تصحيح و نمرهگذاري امتحانات انشايي ارزشيابي امتحانات انشايي تا حد زيادي جنبه ذهني دارد و تأثيرپذير از ذهن و قضاوت ذهني آزمايشكننده است. براي افزايش ثبات نمره ميتوان نكات زير را رعايت كرد: الف) بعد از خواندن اوراق امتحاني، كليد تصحيح سئوالات را تنظيم و براي هر يك از نكات اساسي به تناسب اهميت آن نمرهاي را تعيين كنيد. ب) قبل از شروع به تصحيح، يكبار همه اوراق را بخوانيد تا ديد كلي در مورد محتواي اوراق امتحاني دانشآموز بدست آوريد. ج) بهتر است ورقههاي امتحاني را به طور ناشناخته تصحيح كنيد. د) بهتر است ابتدا سئوال اول همه اوراق را صحيح كرده، سپس سئوال دوم همه ورقهها و به همين ترتيب تا علاوه بر فراهم آمدن امكان مقايسه هم زمان پاسخها، دقت و ثبات نمرهگذاري را نيز افزايش ميدهد. ه) اگر اوراق توسط چند نفر جداگانه نمره داده شود، ميانگين نمرات ملاك معتبرتري براي ارزشيابي پاسخها خواهد بود. استفاده از نتايج امتحان در كشف نارساييهاي آموزشي دانشآموزان مهمترين هدف برگزاري امتحان، كشف نارساييها و كمك به بهبود كيفيت يادگيري دانشآموزان ميباشد. لذا نتايج امتحان را بايد از چهار نقطه نظر مختلف مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داد كه عبارتند از: 1-عملكرد هر دانشآموز در كل آزمون: نسبت نمره خام دانشآموز در يك آزمون به نمره كامل آزمون كه به صورت درصد بيان ميشود. عملكرد او در كل آزمون ناميده ميشود. اين درصدها را ميتوان بدين صورت طبقهبندي كرد از %85 به بالا: خيلي خوب، %84 تا %70: خوب، %69 تا %60: خوب، %59 تا %30: ضعيف و %29 و كمتر: خيلي ضعيف. 2-عملكرد هر دانشآموز با توجه به هر يك از برآيندهاي آموزشي: اين كار با بررسي پاسخ دانشآموز نسبت به هر يك از پرسشهاي آزمون، عملكرد او در هر يك از برآبندها تعيين ميشود. 3-عملكرد كلاس در كل آزمون: براي اين كار ابتدا ميانگين نمرات خام دانشآموزان كلاس در آزمون محاسبه ميشود، سپس خارج قسمت ميانگين نمرات خام كلاس به نمره كامل يك آزمون كه بصورت درصد در آيد، عملكرد كلاس در كل آزمون خواهد بود. 4-عملكرد كلاس در هر يك از برآيندهاي آموزشي: يعني معلوم شود چند درصد دانشآموزان كلاس به هر يك از پرسشها پاسخ درست دادهاند. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:36 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 فروردین 1388 آبان 1387 فروردین 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|